تبليغاتX
...........تا سپيده

...........تا سپيده

پایان منی که می شناختم.....

این وبلاگ که شروعی بود برای رسیدن حال یادمانیست برای یادآوری نرسیدن......

چنانچه از نامش پیداست تمام آرزویش رسیدن به سپیده ای بود که نیامد....شبی که طولانی شد...شمعی که

گداخت...قطره قطره آب شد...و شبی که همچنان حکمفرما بود.... و آنگاه خبر رسید که سپیده ای نیست تا

شب را پایان دهد...  کسی سپیده را دزدید....   و شمع مرد.....89/9/8


این وبلاگ دیگر به سبب از دست دادن آنچه محرکش بود دیگر به روز نخواهد شد

خبر مرا زین پس از اینجا بجویید(www.ali-fallah.blogfa.com)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 14:50  توسط فرشید  | 

دکلمه غزلی زیبا از سروش

از اینجا بشنوید.......

هله نومید نباشی که تو را یار براند

گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟!
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر او بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند! بچشاند! بچشاند! بچشاند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 13:41  توسط فرشید  | 

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از میان می برد.....


(شریعتی)

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 11:41  توسط فرشید  | 

خدایا اگر بر علم من می افزایی از غرورم بکاه...

گزارش مختصری از جلسه ی دفاع بنده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 13:49  توسط فرشید  | 

وضعیت کانون وکلای ایران از دیدگاه IBA

كانون بين‌المللي وكلا (IBA)نسبت به تغييرات اخير قانونگذاري در خصوص مخدوش نمودن استقلال كانون وکلا در ایران هشدار داد...

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 15:50  توسط فرشید  | 

judo هنر رزمی جودو

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 13:26  توسط فرشید  | 

در تمنای آزادی

این روزها تحت تعقیبم....می بینی که .تحت تعقیب افکاری که اگر پیدایم کنند سالیان در کنج زندان تنهایی زندانی ام خواهند کرد.......اگر توانستی پناهم بده ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 16:49  توسط فرشید  | 

در زندان...بند 9

دیروز  برای ملاقات با یکی از موکلانم راهی زندان شدم.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 15:36  توسط فرشید  | 

اوقات تلخی های من

اینکه از دنیا متنفر باشی یک چیز است و اینکه در اوج این تنفر مجبور به تحمل باشی چیز دیگریست...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 16:26  توسط فرشید  | 

جام را بده...من به نوشيدن شوكران معتادم....



جام را بده....من به نوشيدن شوكران مانوسم... جام را بده كه به نوشيدن مرگ محتاجم....من جام را از دست

تو خواهم گرفت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 14:25  توسط فرشید  | 

اين روز ها...

اين روز ها اينجوري ام......

                                  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 14:0  توسط فرشید  | 

خواب مستان خراب...

دنیا چو حبابى است؛ ولیکن چه حباب؟

نى بر سر آب؛ بلکه بر روى سراب

وان نیز سرابى که ببینند به خواب

وان خواب چه خواب، خواب مستان خراب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 14:18  توسط فرشید  | 

فرانسه و ایتالیا =تمدن و زیبایی

از اونجایی که فرانسه و ایتالیا  از کشور های محبوب من هستن امروز تعدادی عکس  از این دو کشور زیبا به وبلاگ اضافه می کنم... 

و البته هدیه ی امروز من یه آهنگ زیبای فرانسوی که تکه ها یی از اون رو تو فیلم زیبای سالاد فصل شنیدین.....به عشق بیاندیش و گوش کن(دانلود آهنگ)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:29  توسط فرشید  | 

شبی که خوابم نیامد...

شبی که خوابم نیامد...دیگران آمدند.یاد تو زودتر از همه آمد و بعد غم

آمد و بعد گریه پیدا شد....و من دیگر تنها نبودم....

شبی که زندگی نبود مرگ هم پیدا نبود و من جایی بین بودن و نبودن در

 انتظار تو ایستاده بودم و آنگاه بودن یا نبودن...

نه! این مساله ی من نبود....

شبی که خوابم نیامد...

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 11:23  توسط فرشید  | 

یک روز بارانی

داشتم به عادت دیرینه قدم می زدم.اون روز مثل همیشه نبود.حس عجیبی داشتم .

شبیه حس پژمردن ...

از خونه که زدم بیرون نسیم خنکی صورتم رو نوازش کرد.بارون نزدیک بود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 19:24  توسط فرشید  | 

هوشنگ ابتهاج

با تو یک شب بنشینیم و شرابـــــــی بخوریم
آتش آلود و جگر سوخته آبـــــــــــی بخوریم

در کنار تو بیفتیم چو گیســـــــــوی تو مست
دست در گردنت آویخته تابــــــــــــی بخوریم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 10:23  توسط فرشید  | 

عکس های عاشقانه...

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:55  توسط فرشید  | 

چند جمله قصار

 

اولین و عالیترین عشق باید عشق انسان به انسان باشد   ..  فوئر باخ..

بخش از جملات قصار و اشعار مختلف و تعدادی از نامه های فروغ فرخزاد را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 21:33  توسط فرشید  | 

انجلیناااااااااااااااااااااااااااااااااااا جولی

او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس آنجلس مدل مشهوری شد. او بازیگری بی همتاست....

این پست به معنای تایید همه جوانب زندگی جولی از جانب نویسنده نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:44  توسط فرشید  | 

صادق هدایت...اسطوره ای که می گویند باید فراموش گردد

هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و یک روشنفکر برجسته بود. برترین اثر وی رمان بوف کور است که آن را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند.

حجم آثار و مقالات نوشته شده درباره نوشته‌ها، نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیانگر تأثیر ژرف او بر جریان روشنفکری ایران است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 14:45  توسط فرشید  | 

تنها غزل فروغ فرخزاد که به نظرم خیلی به فضای شعر های شما نزدیکه...

 

چون سنگها صدای مرا گوش می کنی    سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

رگبار نوبهاری و خواب دریچه را    از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا که ساقه سبز نوازشست   با برگ های مرده هم آغوس می کنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من    خوش باد مستی ات که مرا نوش می کنی

تو دره بنفش غروبی که روز     بر سینه می فشاری وخاموش می کنی کنی

                      در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت

                     او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟..

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:51  توسط فرشید  | 

قیصر شاعران......

و قاف آخرین حرف عشق است  آنجا که نام کوچک من آغاز می شود..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 14:31  توسط فرشید  |